خانواده پایدار

سبک زندگی اسلامی عقلانی مبتنی بر معارف ناب اهل بیت علیهم السلام

خانواده پایدار

سبک زندگی اسلامی عقلانی مبتنی بر معارف ناب اهل بیت علیهم السلام

آخرین نظرات

وظیفه دولت اسلامی در فراهم کردن تسهیلات ازدواج‌


بر عهده حکومت اسلام است که راه تزویج را به روى مردم باز کند؛ و مشکلات دختر و پسر و زن و مرد را در این امر از میان بردارد؛ تا با برنامه‌هاى صحیح، دختران و پسران در ابتداى بلوغ بتوانند ازدواج کنند و فرزند بیاورند، و در عین حال به تحصیل علوم لازمه نیز بپردازند، بطورى که ازدواج ابداً مانع پیشرفت و ترقّى نباشد، و داشتن اولاد یک أمر طبیعى و معمولى و قابل سازش با صنعت و فنّ و حرفه و علم به شمار آید.

در حکومت اسلام مردانى که در معرکه جنگ و جهاد به درجه شهادت مى‌رسند، باید براى ازدواج زنان آنها برنامه مناسب با شأن‌شان تنظیم گردد که پس از انقضاى عِدّه فوراً شوهر کنند و بى‌سرپرست نگردند و بدون شوهر نمانند؛ و نیز فرزندان متعدّد بیاورند تا به زودى محلّ خالى مجاهدین پر گردد.

میل جنسى از غرائز است؛ به‌ هیچ‌وجه نمى‌توان جلوى آن را گرفت. غایة الامر باید از راه صحیح و نکاح مشروع به عمل آید، و گرنه خداى ناکرده عواقب ناپسندى را به دنبال مى‌آورد[1].

پرى رخ تاب مهجورى ندارد

چو در بستى ز روزن سر بر آرد

 

یک پیشنهاد:

اگر نخبگان حوزوی و دانشگاهی به طور جدّی از مجلس شورای اسلامی مطالبه کنند تا طرح جامع و مناسبی ابتدا برای ازدواج دائم و بعد برای ازدواج موقّت با شرایط خاص، طراحی کنند و سپس دولت را مجبور به اجرای آن کنند.



۱- منبع: کاهش جمعیت ضربه سهمگین به پیکر مسلمین، ص۵۰ ؛ نویسنده: حضرت علامه آیةالله حسینی طهرانی قدّس‌سرّه

رضا کشمیری

چرایی حرمت سقط جنین


خداوند عزیز متعال در سوره اسراء می‌فرماید:  فرزندان خود را از ترس تهیدست شدن و از بین رفتن سرمایه، و حمله ور شدن سلطان فقر و فلاکت نکشید! زیرا که ما ایشان و شما را روزى می‌دهیم؛ حقّاً کشتن آنان گناهى بزرگ و خطائى سترگ است.[1]

این آیه و چندین آیه[2] دیگر دلالت بر حرمت قتل فرزند دارد؛ خواه فرزند بزرگ باشد خواه کوچک، خواه پسر باشد خواه دختر، خواه ناقص الخلقه و عقب افتاده باشد خواه تامّ الخلقه و کامل.

بچّه‌اى که از مادر متولّد گردد و نابینا و یا ناشنوا ، و یا دیوانه و مجنون باشد، و یا به هر گونه عیبى از عیوب و نقصى از نقائص مبتلا باشد، نه پدر و نه مادر، و نه دولت و نه حاکم، و نه هیئت پزشکى و نه غیرهم، حقّ کشتن و از بین بردن این بچّه را ندارند؛ خواه بوسیله آلت قتّاله باشد، خواه بوسیله تزریق داروى سمّى، خواه بوسیله استنشاق گاز، خواه بوسیله ذوب نمودن در اسید، خواه بوسیله اشعّه‌هاى مهلکه، و خواه به هر وسیله دیگرى که‌ بعداً کشف شود.

اینها مخلوق خدا هستند. و خدا اذن و اجازه کشتن را نداده است. این کشتن، قتل نفس است. و در قتل نفس، خداوندِ خالق نفس، بین نفس انسانِ صحیح و معیوب، و زن و مرد، و مریض و سالم، و عاقل و مجنون، و کوچک و بزرگ فرقى نگذاشته است. و به قتل نفس عمدى هر طور باشد وعده خلود در آتش دوزخ را داده است[3].

نکته: البته اگر وجود فرزند باعث خطر جانی برای مادر باشد در این صورت جان مادر مقدم است.



۱- وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلَدَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْئًا کَبِیرً ؛ آیه ۳۱، الإسراء

۲- آیه ۱۴۰،الانعام ؛آیه ۱۵۱، الانعام   ؛   آیه ۳۱، الإسراء   ؛  آیه ۸ و ۹، التّکویر 

۳- منبع: کاهش جمعیت ضربه سهمگین به پیکر مسلمین، نویسنده: حضرت علامه آیةالله حسینی طهرانی قدّس‌سرّه؛   ص ۲۲-۲۴

رضا کشمیری

اثرات زیان‌بار عقیم کردن و بستن لوله برای بانوان:

بانوانى که با عمل جرّاحى لوله‌هاى رحم خود را مسدود مى‌کنند، در حقیقت اساسى‌ترین دستگاه موجودیّت خود را که زن بودن است، خراب و تباه و فاسد مى‌نمایند.

رَحِم زن، مانند چشم و دست و پا و قلب او یکى از اعضاى پیکر اوست. بلکه از اعضاى بسیار مهمّ است که با بقاء و سلامت آن، موجودیّت و زنیّت زن محفوظ، و با فناء و نابودى و مرض آن، زنیّت زن تباه شده است.

پزشک و جرّاح، حقّ بستن لوله‌هاى رحم را ندارد، گرچه با اجازه و یا امر زن و شوهرش باشد؛ زیرا موجب نقصان عضو است، و نقصان عضو شرعاً و عقلًا حرام است.

همانطور که کسى حقّ ندارد به جرّاح بگوید: دست مرا ببر! و یا گوش مرا ببر! و یا پاى مرا قطع کن! همینطور نمى‌تواند بگوید: لوله‌هاى رحم مرا مسدود کن! انسان اختیار اجزاء و اعضاى بدن خود را نداشته، و حقّ از بین بردن و خراب کردن آنها را ندارد. مالک انسان خداوند است، و او به انسان، نه عقلًا و نه شرعاً إجازه این‌گونه تصرّفات را نداده است.

کسى که لوله‌هایش را بسته‌اند، بکلّى عقیم و نازا می‌گردد؛ و با فرض بازکردن لوله‌ها با عمل جرّاحى دیگر، باز آبستن شدن او بسیار بعید است. ولى أحیاناً اگر بانوئى که از روى جهالت خود و یا شوهرش‌ لوله‌هایش را بسته‌اند، گمان آن رود که با عمل جرّاحى مجدّد مى‌توانند لوله‌ها را باز کنند، شرعاً بر او واجب است که  در صورت امکان و عدم مانع، خود را تحت عمل قرار داده و لوله‌هاى خود را باز کند[1].

 



۱- منبع: کاهش جمعیت ضربه سهمگین به پیکر مسلمین، ص۴۷ ؛ نویسنده: حضرت علامه آیةالله حسینی طهرانی قدّس‌سرّه

رضا کشمیری

اثرات زیان‌بار خوردن داروهاى ضدّ حاملگى‌

 

خوردن دارو براى جلوگیرى رحم از پذیرش نطفه، و آبستن نشدن زنان که امروزه بصورت قرص متداول و معمول شده است ضررهاى مزاجى شدید دارد، و موجب کسالت اعصاب و در بعض از احیان منجرّ به جنون و دیوانگى است. و علاوه موجب کسالت قلب و سرطان رحم و اختلال جریان خون، و بهم خوردن سیر طبیعى و عمل طبیعى غُدَد و ترشّحات زائده، و امراض فراوان دیگرى است که دست به گریبان جوامع فقیر بشر شده است.

 خوردن این داروها به هر صورت و به هر کیفیّتى که باشد، و با هر فرمولى که ساخته شود، موجب قطع جریان حیض در اوقات معیّن و مشخّص مى‌گردد؛ و موجب عدم قبول رحم، نطفه را در خود مى‌شود؛ و عواقب وخیمى را در پى دارد[1].



۱-دکتر پروفسور سیف الدّین نبوى تفرشى در کتاب «درمان رایگان با ورزش» ص ۵۴ گوید: در بدن زنان یک آنزیمى وجود دارد به نام «آلفالیپو پروتئین کلسترول» که این آنزیم در نزد مردان خیلى کمتر وجود دارد و در نتیجه وجود این آنزیم است که زنان در عمر دوّم و سوّم یعنى قبل از یائسگى خیلى کمتر به بیماریهاى عروقى قلب و آنفارکتوس مبتلا میشوند مگر آنکه زنان در دوران یاد شده از قرص‌هاى ضدّ آبستنى و سیگار زیاد استفاده نمایند که در اینصورت خطر ابتلاء به بیمارى عروقى و آنفارکتوس قلبى به مانند مردان افزایش مى‌یابد.

برای مطالعه بیشتر به کتاب کاهش جمعیت ضربه سهمگین به پیکر مسلمین مراجعه فرمایید.

رضا کشمیری

پاسخ به شبهه یک پزشک در مورد اثرات منفی بارداری زیاد

یک روز پزشکى به خانمى که براى معالجه نزد او رفته بود گفته بود: خانم رَحِم زن حکم درخت را دارد. مگر درخت چقدر میوه میدهد؟! این زن هم به منزل آمده بود و در مورد باردار شدن با شوهرش اختلاف کرده بود.

شوهرش در مسجد نزد من آمد و از زنش شکایت کرد، و گفتار دکتر را که به وى گفته بود بازگو کرد.

گفتم: این دکتر در این سخن مغالطه نموده است؛ و به اصطلاح عامّه مردم، حُقّه بازى نموده است. برو منزل و به عیالت بگو: درخت میوه تا زنده است میوه می‌دهد! به مجرّد آنکه به بلوغ خود رسد (در بعضى از درختان در سال دوّم، و در بعضى نیز دیده شده است که در سال اوّل) میوه می‌دهد..

درختان میوه هر سال مرتّب میوه می‌دهند. هیچ وقت میوه شان قطع نمى‌شود، مگر زمانی‌که آفتى به آنها برسد و ریشه آنها کرم بزند. در این صورت دیگر چوب است، درخت میوه نیست؛ آنرا قطع می‌کنند[1].

بسوزند چوب درختان بى‌بر

سزا خود همین است مَر بى‌برى را



۱- منبع: کاهش جمعیت ضربه سهمگین به پیکر مسلمین، ص۴۴ ؛ نویسنده: حضرت علامه آیةالله حسینی طهرانی قدّس‌سرّه

رضا کشمیری

اذعان پزشکی روز به اصل بودن بارداری و شیردهی

حائض شدن زنان موقعى است که در این کاروان نشسته‌اند و از حرکت افتاده و متوقّف گشته‌اند. بنابراین، اصل در زنان عبادت است؛ یعنى اصل در زنان حمل(بارداری) و رضاع(شیردهی) است.

شاهد پزشکی روز برای این اصل مهم:

روزى به یکى از پزشکان[1] حاذق و بصیر و متعهّد گفتم: سلامت و سعادت زن در این‌ است که: یا حامله باشد و یا بچّه در زیر سینه خود داشته باشد.

قدرى تأمّل کرد و گفت: آقا این گفتار، مطابق آخرین نتیجه کنگره‌هاى پزشکى است که امسال در آمریکا برگزار شده است. و من تز دکترى خود را در آمریکا در همین موضوع قرار داده‌ام.

آنگاه گفت: طبق آخرین مدارک و آمار، دخترانى که قبل از هجده سال فرزند بیاورند سرطان سینه نمی‌گیرند. و هر چه دیرتر فرزند دار شوند، درصدِ خطر تهدید سرطان سینه در آنها زیاد مى‌شود؛ وقتی از سنّ سى سالگى بگذرند خطر سرطان سینه به نحو مضاعف بالا می‌رود.

امّا زنانى که اصلًا ازدواج نکنند و بچّه نیاورند، درصد خطر سرطان سینه در آنها سرسام آور است[2].

 



۱-  دکتر حاج سیّد حمید سجّادى، از مفاخر چشم پزشکان عصر ما در جهان؛ که علاوه بر نبوغ الهى در فنّ پزشکى، و دارا بودن دو گواهى فوق تخصّص در قسمت‌هاى شبکیّه و قرنیّه چشم، از جوانان مسلمان و خوش فهم و غیور و دلسوز و متعهّد به اسلام و جامعه مسلمین است.

۲- منبع: کاهش جمعیت ضربه سهمگین به پیکر مسلمین، ص۴۲ ؛ نویسنده: حضرت علامه آیةالله حسینی طهرانی قدّس‌سرّه

رضا کشمیری

سلامت زن در آن‌ است که یا حامله باشد و یا بچّه شیر دهد

سلامت بدن و روان زن در زائیدن است؛ در حامله شدن و شیر دادن است. بَه بَه از بانوانى که یا در شکم خود بچّه مى‌پرورند، و یا در آغوش خود بچّه را شیر میدهند! این بهشت است. این سُبُل سلام است.

خداوند خالق آفرینش، مزاج زن را طورى آفریده است که از زمان بلوغ تا دوران یائسگى پیوسته مزاج او غذاى خاصّى را مطابق مزاج طفل در بدن درست می‌کند؛ و آن خون حیض است که در زمان حاملگى این خون در رحم مادر غذاى طفل است. علّت آنکه زنان در دوران باردارى غالباً عادت ماهیانه نمى‌شوند براى آنست که این خون در رَحِم صرف غذا و طعام جنین میگردد.

و چون بچّه را زمین گذارند و وضع حمل کنند، این خون تبدیل به شیر شیرین سفید و نرم و راحت و ملایم با مزاج نوزاد مى‌شود، و از سوراخهاى پستان سرازیر مى‌شود. فلهذا زنان در دوران رضاع و شیر دادن نیز غالباً عادت‌ ماهیانه نمى‌شوند.

زن باید مانند مرد پیوسته راه تقرّب را بپیماید، و آن وقتى است که: دوش به دوش مرد نماز بخواند و روزه بگیرد و طواف کند؛ و این فقط در وقتى است که حامله باشد و یا طفل خود را شیر دهد۱.


دلائل و شواهد این مطلب در آینده نزدیک ان شاءالله...



۱- منبع: کاهش جمعیت ضربه سهمگین به پیکر مسلمین، ص۴۱ ؛ نویسنده: حضرت علامه آیةالله حسینی طهرانی قدّس‌سرّه

رضا کشمیری

دومین دلیل ارزشمندی فرزندآوری بانوان نسبت به اشتغال آنها:

 

فرزندآوری ، تکثیر مثل نمودن است. یعنى زن، موجوداتى را مشابه خود، از پسر و دختر بوجود مى‌آورد. اگر زنى شش فرزند به دنیا آورد، شش انسان مشابه خود را در خارج ایجاد کرده است. و اگر ده فرزند به دنیا آورد ، ده انسان مشابه خود را.

این فرزندان در اثر زحمت مادر و تکمیل رشد و تربیت، هر کدام به نوبه خود، انسانى از جمیع جهات مشابه مادر، و یا نیرومندتر و مؤثّرتر از او هستند؛ و در فعّالیّت و خدمت به جامعه مسلمین عیناً مانند مادرشان، و یا بهتر و فعّال‌تر و مؤثّرتر مى‌باشند.

اگر زنى به جاى شرکت در کارها و فنون و صنایع اجتماعى، فرزند به دنیا بیاورد و بزرگ کند و تحویل اجتماع دهد، خدمات وجودى خود را در أعلاترین درجه، با ضریب تعداد فرزندان خود بالا برده است.

اگر هشت فرزند آورد، هشت برابر خدماتِ اجتماعى خود به جامعه خدمت نموده است؛ و اگر فرزندی نیاورد و تربیت ننمود، درجات خدمت خود را با ضریب هشت پائین آورده و ساقط نموده است.

و در حقیقت این چنین بانوانى که در اجتماع وارد مى‌شوند و خود را خادم و دلسوز جامعه می‌دانند، با این ضریب، خود را از اجتماع دور کرده و از خدمت به آن شانه خالى کرده‌اند.

نکته بسیار مهم :

اینها همه بجاى خود محفوظ، و در عین حال تحصیل کمالات معنوى و علوم الهى، و تحصیل دانش‌هایى که به درد بانوان می‌خورد، از قبیل خانه دارى، خیّاطى، آشپزی، بهداشت و حفظ سلامتی، مامایی و پزشکى زنان، و فراگیرى علوم تربیت فرزند و غیرها که بسیار است، ابداً با بچّه دارى منافات ندارد، بلکه کمال ملایمت و سازگاری را نیز دارد[1].

 



۱- منبع: کاهش جمعیت ضربه سهمگین به پیکر مسلمین، نویسنده: حضرت علامه آیةالله حسینی طهرانی قدّس‌سرّه؛ ص ۴۶

رضا کشمیری

 

اولین دلیل ارزشمندی فرزند‌آوری بانوان نسبت به اشتغال آنها:

این خانمى که سراسر اطاقش را از دیپلم‌ها و لیسانس‌ها و دکتراها پر کرده است، و در هر مقام و پست که شاغل شده است، صد برابر آنهم اگر فرضاً برآن افزوده گردد، چنانچه به او بگویند: تو حاضرى این فرزندت را بدهى و مقامات و گواهى نامه‌هایت محفوظ باشد؟! و یا آنها را فداى این فرزند می‌کنى؟!

فوراً می‌گوید: فدا می‌کنم! فرزند، براى من ارزشش بیشتر است.

پس اى خانمى که به یک فرزند و یا دو فرزند اکتفا کرده‌اى و خودت را سرگرم کارهاى دیگر نموده‌اى! بدان که: آن فرزندهاى احتمالى که در صورت فرض زائیدن به وجود مى‌آمدند و اینک نیامده‌اند، همانند همین فرزند تو مى‌باشند. همه آنها را از دست داده‌اى! و به فوز عظیم نرسیده‌اى! و آن فرزندهاى لطیف و شیرین را فداى این مشاغل و در حقیقت شواغل‌ نموده‌اى! این به اعتراف خودت، خسرانى است بزرگ و تهى دستى و فقرى است سترگ.

علّت و رمز حلّ این معمّا آن است که: فرزند داراى حیات و زندگى است، و مشابه خود تو است، و بقا وجود تو است! بنابراین هیچ چیز از اموال و تجارت‌ها و صناعت‌ها و مقام‌ها، ارزش او را ندارند و نمى‌توانند داشته باشند.

زیرا اصل حیات و زندگى تو، براى تو ارزشش از همه مقام‌ها ، مدارک دانشگاهی و حوزوی و اندوخته‌ها بیشتر است.[1]

 



۱- منبع: کاهش جمعیت ضربه سهمگین به پیکر مسلمین، نویسنده: حضرت علامه آیةالله حسینی طهرانی قدّس‌سرّه؛ ص ۴۴- ۴۵

رضا کشمیری

بچّه‌داری خانم‌ها یا اشتغال کدام ارزشمندتر است؟

بچّه، شاداب‌ترین میوه خوش زندگى است؛ و عالى‌ترین ثمره حیاتى از بوستان انسانیّت، و معطّرترین گل از گلستان بشریّت است. زن‌هائى که بجاى بچّه دارى و تکثیر این نوباوه ریحان آدمى، این عمل سالم و نیکو را ترک میکنند، و به دنبال کارهاى خارج از منزل میروند، چقدر از قافله تقدّم و پیشرفت عقب افتاده اند!

آنها هر کارى بکنند و به هر مقام و شغلى دست بزنند، و هر گونه هنر و فنّى را بیاموزند، بطوریکه فرضاً سراسر اطاقشان را از تابلوهاى دکترى و مهندسى و سائر فنون زینت دهند، و تا پایان عمرشان هم اگر تلاش کنند، و حقّاً و واقعاً نیّتشان خوب باشد، و در صدد خدمت به اجتماع بوده باشند، همه اینها بقدر یک بچّه زائیدن و شیر دادن و آنرا بزرگ کردن و تربیت نمودن و به جامعه تحویل دادن ارزش ندارد[1].


دلیل‌ها و تحلیل‌های این مطلب در آینده نزدیک ان‌شاءالله....



۱- منبع: کاهش جمعیت ضربه سهمگین به پیکر مسلمین، نویسنده: حضرت علامه آیةالله حسینی طهرانی قدّس‌سرّه؛ ص ۴۴- ۴۸

 

رضا کشمیری